دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١
كرده است . ٣ . روايت «اثنا عشر خليفة (دوازده خليفه)» ، در مقام ستايش از اين افراد است . طبيعى است كه اين ستايشگرى نمى تواند شامل بنى اميّه گردد كه جنايات متعدّدى را نسبت به اسلام و مسلمانان و جامعه اسلامى مرتكب شدند . علاوه بر آن ، روايات فراوانى نيز در مذمّت آنها صادر شده است . [١] ٤ . حَكَم بن ابى العاص و پسر او مروان بن حكم ، به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله به جرم نفاق از مدينه تبعيد شدند . آيا عجيب نيست كه او را جزو اصحاب پيامبر بشمُرند و حكومت او را همانند زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بدانند؟!
نظريه پنجم : امارت دوازده امير در يك زمان
مُهَلَّب گفته است : گمان غالب اين است كه پيامبر ـ كه درود و سلام خداوند بر او باد ـ از فتنه هاى شگفتى پس از خود خبر داده است ؛ حتّى از اين كه ، مردم در يك زمان ، داراى دوازده امير مى شوند و اگر جز اين را مى خواست ، مى فرمود : دوازده اميرند كه فلان گونه عمل مى كنند . [٢]
نقد نظريه پنجم
ظاهرا جناب مهلّب درصدد توضيح متن منقول در صحيح البخارى بوده و به ساير گزارش هاى دقيق تر و مشروح تر حديث جابر بن سَمُره توجّه نداشته است . متن موجود در صحيح البخارى ، مختصر و مبهم است ، در نتيجه ، احتمالات گوناگونى درباره آن متصوّر است . ابن حجر عسقلانى ، در نقد نظريه او به اين نكته اشاره كرده و معتقد است : متون
[١] ر . ك : الغدير : ج ٨ ص ٢٤٨ ، مسائل خلافية : ص ٣١ ـ ٣٥ .[٢] فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١١ .