دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
٣٣٨٣.الكافى ـ به نقل از عيسى بن عبداللّه ـ: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: اگر [براى شما ]پيشامدى كند ـ و خدا نكند آن روز را من ببينم ـ چه كسى را امام خود قرار دهم؟ امام صادق عليه السلام به فرزندش موسى عليه السلام اشاره فرمود. من عرض كردم: اگر براى موسى[ عليه السلام ] پيشامدى كرد ، چه كسى را امام خود گردانم؟ فرمود: «فرزندش را». عرض كردم: اگر براى فرزندش پيشامدى كرد و برادر بزرگ و پسر كوچكى [١] از خود بر جاى نهاد ، كدام يك را امام خود قرار دهم؟ فرمود: «فرزندش را». سپس فرمود: «به همين ترتيب تا ابد». عرض كردم: اگر او را نشناختم و جايش را ندانستم [، چه كنم] ؟ فرمود: «مى گويى: بار خدايا! من پيرو حجّتِ باقى مانده تو از فرزندانِ امام قبلى هستم . همين ، براى تو كافى است [و رفع تكليف] مى كند، به خواست خدا».
٣٣٨٤.رجال الكشّى ـ به نقل از عبداللّه بن زراره ـ: زُراره ، فرزندش عُبيد را فرستاد تا درباره امام كاظم عليه السلام پرس و جو كند؛ اما پيش از مراجعت عُبيد ، مرگ به سراغ زراره آمد. پس قرآن را برداشت و بالاى سرش گرفت و گفت: امامِ بعد از جعفر بن محمّد ، كسى است كه نامش در اين كتاب ، در جمله قرآن است و از جانب كسانى تعيين شده كه خداوند ، فرمان بردارى از آنان را بر خلقش واجب ساخته است، و من به او ايمان دارم. اين موضوع ، به امام كاظم عليه السلام خبر داده شد و ايشان فرمود: «به خدا سوگند ، زراره مهاجر به سوى خداوند تعالى است».
[١] يعنى : برادرش بزرگ تر از پسرش بود.