دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١
جامعه اسلامى را وابسته به امامت رهبران الهى دانسته اند ، به اين حكمت اشاره دارند . [١] حكمت دوم ، پيشگيرى از هرج و مرج است . اسلام با اين كه زمينه سازى براى حكومت صالحان را بر همه مسلمانان واجب مى داند ؛ امّا در هيچ شرايطى ، ضرورت رهبرى سياسى را براى جامعه نفى نمى كند و به جامعه اسلامى اجازه نمى دهد كه نسبت به رهبرىِ سياسى خود ، بى توجّه باشد و يا تسليم هرج و مرج شود . همه رواياتى كه تأكيد بر مطلق رهبرىِ سياسى دارند و آن را بهتر از فتنه و هرج و مرج و فتنه مى دانند، در واقع ، به حكمت دوم امامت و رهبرى به نحو ترتّب اشاره دارند . [٢] امام على عليه السلام در تبيين حكمت سياسىِ مطلق رهبرى ، در پاسخ كسانى كه با تمسّك به شعار «لا حكمَ إلّا للّه ِ» كه ريشه قرآنى دارد ، مى خواستند از فرمان او سرپيچى كنند ، فرمود : كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِها باطِلٌ. نَعَم إنَّه لا حُكمَ إلّا للّه ِِ، ولكِنَّ هؤُلاءِ يَقولونَ: لا إمرَةَ إلّا للّه ِِ، وإنَّهُ لا بُدَّ لِلنّاسِ مِن أميرٍ بَرٍّ أو فاجِرٍ يَعْمَلُ في إمرَتِهِ المُؤمِنُ و يَستَمْتِعُ فيها الكافِرُ و يُبَلِّغُ اللّه ُ فيها الأجَلَ و يُجْمَعُ بِهِ الْفَيءُ و يُقاتَلُ بِهِ العَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ و يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعيفِ مِنَ القَوىِّ حَتّى يَسْتَريحَ بَرٌّ و يُستراحَ مِن فاجِرٍ . [٣] [اين شعار ،] سخن حّقى است كه به آن ، باطلى خواسته شده است . آرى ، حكم ، جز از آنِ خدا نيست ؛ ولى اينان مى گويند : امارت و حكومت ، ويژه خداوند است و بس . حال آن كه مردم را فرمان روايى بايد ، خواه نيكوكار و خواه بدكار ، كه مؤمن در سايه حكومت او ، به كار خود بپردازد و كافر از زندگىِ خود لذّت ببرد ، تا زمانِ هر يك به سر آيد و حقّ بيت المالِ مسلمانان
[١] ر . ك : ص ٥٧ ح ٣٢٧٢ ، ٣٢٧٣ و ص ٦١ ح ٣٢٧٧ .[٢] ر . ك : ص ٦٣ (حكمت سياسى / جلوگيرى از هرج و مرج) .[٣] ر . ك : ص ٦٤ ح ٣٢٨١ .