دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٤
پدرت را به امامت قبول داشت؟ فرمود : «آرى» . به ايشان گفتم : پس چرا پسرش عبيد اللّه را فرستاد تا از وصىّ امام جعفر صادق عليه السلام خبر بگيرد؟ فرمود : «زراره حقّ امامت پدرم و نصّ پدرش بر [امامتِ] او را به رسميت مى شناخت و دليل اعزام پسرش براى خبر گرفتن از وضعيت پدرم ، اين بود كه بداند آيا تقيّه را در اظهار امامت او و نصّ پدرش بر آن ، كنار بگذارد يا نه . و وقتى پسرش عبيد اللّه طول داد و از او درخواست شد كه نظرش را درباره پدرم بدهد ، از آن جا كه دوست نداشت بدون دستور امام ، اقدام به آن كند ، قرآن را روى دست گرفت و چنين گفت : خداوندا ! همانا امام من ، كسى از فرزندان امام صادق عليه السلام است كه اين قرآن ، امامتش را تأييد كرده باشد» . ٣. با توجّه به روايات فراوانى كه تصريح به امامت كاظم عليه السلام دارند [١] و با علم به شخصيت و وجاهت زراره در ميان اصحاب ، مى توان گفت كه زراره سال ها قبل از شهادت امام صادق عليه السلام ، درباره امام بعدى ، شناخت كافى داشته است . ٤. برخى از گزارش ها دلالت دارند كه زراره ، پس از وفات امام صادق عليه السلام ، حدود دو سالْ زنده بوده است ؛ زيرا او در سال ١٥٠ هجرى وفات كرده است . [٢] در اين صورت ، نمى توان پذيرفت كه او ، در اين مدّت نسبتا طولانى ، نتوانسته باشد جانشين امام صادق عليه السلام را بشناسد . بر اين اساس و با عنايت به موقعيت علمى زراره و شهرت احاديث مربوط به عدد امامان اهل بيت عليهم السلام در روزگار وى و بويژه با توجه با روايتى كه از امام رضا عليه السلام در توجيه
[١] بيش از سى روايت در اين زمينه وجود دارد (ر . ك : الكافى : ج ١ ص ٣٠٧ «باب الإشارة و النصّ على أبى الحسن موسى عليه السلام » ، الإرشاد : ج ٢ ص ٢١٦ «فصل فى النصّ على إمامة موسى بن جعفر عليهماالسلامبالإمامة من أبيه» ، الإمامة والتبصرة : ص ٦٦ «باب إمامة موسى بن جعفر عليه السلام » و ص ٧١ «باب إبطال إمامة إسماعيل بن جعفر» و ص ٧٢ «باب إبطال إمامة عبد اللّه بن جعفر») .[٢] رجال النجاشى : ج١ ص٣٩٧ ش ٤٦١ ، رجال الطوسى : ص ٢١٠ ش ٢٧٤٤ .