دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩
حديث
٣٦١١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از كسى كه خداوند او را ولىّ امر قرار داده است ، حرف شنوى و فرمان بردارى كنيد؛ چرا كه او شيرازه اسلام است.
٣٦١٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با پنج چيز خداوند عز و جل را ديدار كند ، بهشت از آنِ او باشد: نماز، زكات، حجّ خانه خدا، روزه ماه رمضان، فرمان بردارى از زمامداران؛ امّا از هيچ مخلوقى نبايد در آنچه نافرمانىِ خداست ، فرمان ببرد.
٣٦١٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من به فرمان بردارى از خداوند ـ كه پروردگار من است ـ مأمور گشته ام، و امامانِ از اهل بيت من ، به فرمان بردارى از خدا و فرمان بردارى از من مأمور گشته اند، و ديگر مردمان، همگى، به فرمان بردارى از خدا و از من و فرمان بردارى از امامانِ از اهل بيت من مأمور گشته اند. پس هر كس كه از ايشان پيروى كند ، نجات مى يابد و هر كس كه ايشان را واگذارد ، تباه مى شود، و آنان را وا نگذارد، مگر كسى كه از دين برون شده باشد.
٣٦١٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از پيشواى دادگر ، نافرمانى مكن.
٣٦١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به شما فرمان مى دهم كه خدا را بندگى كنيد و چيزى را انباز او نسازيد، و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده مشويد، و از كسى كه خداوند او را ولىّ امر شما قرار داده است ، اطاعت كنيد.
٣٦١٦.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا فرمود: «هر كس بميرد و امام خويش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است». پس بر شما باد فرمان بردارى. شما ياران على عليه السلام را ديده ايد [١] [كه چگونه بودند]، و شما از كسى پيروى مى كنيد كه مردم در نشناختن او ، معذور نيستند. ارجمندترين [آيه]هاى قرآن ، در حقّ ماست، و ما مردمى هستيم كه خداوند ، فرمانبرى از ما را واجب فرموده است.
[١] كه چگونه خواصّ اصحابش ، از او حرف شنوى و اطاعت داشتند، يا: چگونه عدّه اى ، از طاعت او سر باز زدند ، كه مقصود ، خوارج اند.