دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٣
٣٧٢٩.المعجم الكبير ـ به نقل از يزيد بن حيّان ـ: نزد زيد بن ارقم رفتيم و گفتيم: تو خير ديده اى؛ صحابىِ پيامبر خدا بوده اى و پشت سر او نماز خوانده اى. زيد گفت: من خير ديده ام و مى ترسم كه براى شرّى ، مرگم به تأخير افتاده باشد. آنچه برايتان گفتم ، بپذيريد و از آنچه خاموش ماندم ، رهايش كنيد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در واديى ميان مكّه و مدينه برخاست و برايمان خطبه خواند، سپس فرمود: «من هم يك بشر هستم و به زودى فرا خوانده مى شوم و بايد از ميان شما بروم. دو چيز در ميانتان بر جاى مى گذارم: يكى كتاب خدا كه رشته [اتّصال به] خدا ، در آن است. هر كه از آن پيروى كند ، بر راه راست باشد و هر كه آن را رها كند ، در گم راهى باشد. دوم ، اهل بيتم. خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآور مى شوم» و اين جمله را سه بار فرمود .
ر . ك : ص ٤٠٩ ح ٣٧١٤ .
و ـ آخرين خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله
٣٧٣٠.الأمالى ، مفيد ـ به نقل از معروف بن خربوذ ـ: شنيدم از ابو عبيد اللّه ـ غلامِ آزاد شده عبّاس ـ كه براى امام باقر عليه السلام نقل مى كرد و مى گفت: از ابو سعيد خُدرى شنيدم كه مى گويد : آخرين خطبه اى كه پيامبر خدا ، براى ما خواند ، خطبه اى بود كه در مرض موتش براى ما ايراد فرمود. ايشان در حالى كه به دست علىّ بن ابى طالب عليه السلام و خادمه اش ميمونه تكيه داده بود ، بيرون آمد و بر منبر نشست. سپس فرمود: «اى مردم! من در ميان شما ، دو چيز گران سنگ بر جاى مى گذارم» و ساكت شد. مردى برخاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا! اين دو چيز گران سنگ چيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله چنان خشمگين شد كه رنگ رخسارش سرخ شد، سپس آرام گرفت و فرمود: «من اين را نگفتم جز آن كه مى خواستم شما را از آن دو خبر دهم ؛ اما نفسم تنگ آمد و نتوانستم. يكى از آن دو ، ريسمانى است كه يك سوى آن در دست خداست و سوى ديگرش در دست شما. شما درباره آن ، چنين و چنان مى كنيد. اين ريسمان ، همان قرآن است. و گران سنگ كوچك تر ، اهل بيت من است». سپس فرمود: «به خدا سوگند ، من اين را به شما مى گويم ؛ اما مردانى در اصلاب مشركان هستند كه اميد من به آنان ، از اميدم به بسيارى از شما بيشتر است». سپس فرمود: «به خدا سوگند ، هيچ بنده اى آنان (اهل بيتم) را دوست ندارد، مگر آن كه خداوند در روز قيامت ، به او نورى ، مى بخشد تا آن گاه كه در كنار حوض [كوثر] ، بر من درآيد، و هيچ بنده اى دشمنشان ندارد ، مگر آن كه روز قيامت ، خداوند از او محجوب خواهد بود».