دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٤
من ، جايگزين بعد از او هستم» . [١] دقّت و تأمّل در معناى واژه «خليفه» ، اين معنا را روشن مى كند . خليفه به معناى جانشين است . او كسى است كه وظيفه شخص پيشين را به عهده دارد و جاى خالى او را پُر مى كند . وظيفه اصلى و محورى پيامبر صلى الله عليه و آله ، هدايتگرى و راه نمونى مردمان به سوى رستگارى است . بنا بر اين ، تنها فردى شايستگى عنوان خلافت را خواهد داشت كه به بهترين وجه به هدايت مردمان بپردازد . به همين دليل است كه پيامبر صلى الله عليه و آله مبلّغان دين را خلفاى خود شمرده است . در روايتى آمده : اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائي قيلَ : يا رَسولَ اللّه ِ ومَن خُلَفاؤكَ؟ قالَ : الَّذينَ يَأتونَ مِن بَعدي يَروونَ حَديثي وسُنَّتي . [٢] [پيامبر خدا فرمود :] «خدايا! جانشينان مرا رحمت فرما» . سؤال شد : جانشينان تو چه كسانى هستند؟ فرمود : «كسانى كه بعد از من مى آيند و حديث و سنّت مرا روايت مى كنند» . حكومت ، تنها وسيله و ابزارى بوده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن استفاده كرده و هدف خويش را گسترش داده اند . پيامبر صلى الله عليه و آله چه حكومت داشته باشد يا آن را در اختيار نداشته باشد (همانند دوران سخت مكّه) ، وظيفه خويش را به انجام رسانده است . توجيهات و تأويلاتى كه به نقل از محقّقان حديثى اهل سنّت در پى مى آيد ، نشان دهنده اين مطلب است كه آنان بدون توجّه به علّت غايى بعثت پيامبران ، به معناى شايع خليفه توجّه كرده اند و در ميان حاكمان و قدرتمداران به دنبال خليفه گشته اند . بديهى است كه حاكمان ظالم و خونريزى همانند يزيد و عبد الملك را نمى توان
[١] النهاية فى غريب الحديث : ج ٢ ص ٦٩ .[٢] كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ٤ ص ٤٢٠ ح ٥٩١٩ .