دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧
٣٢٤٨.الكافى ـ به نقل از فضيل ـ: از امام صادق عليه السلام درباره اين فرموده خداوند عز و جلپرسيدم كه: «و براى هر قومى رهبرى هست» .»، فرمود: «هر امامى ، رهبر نسلى است كه در ميان آنهاست».
٣٢٤٩.الكافى ـ به نقل از عبداللّه بن جندب ـ: از امام كاظم عليه السلام درباره اين فرموده خداوند عز و جلپرسيدم كه: «ما اين گفتار را براى آنان پى در پى و به هم پيوسته ، نازل كرديم؛ شايد كه پند گيرند» . فرمود: «يعنى امامى در پىِ امامى».
٣٢٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! مَثَل تو و امامان از نسل تو پس از من ، همچون كشتى نوح است كه هر كس بر آن در آيَد ، رهايى يابد و هر كه از آن بازمانَد ، غرق شود و مَثَل شما همچون اختران است كه هر گاه يكى ناپديد ، شود ديگرى پيدا گردد تا به روز رستاخيز.
٣٢٥١.امام باقر عليه السلام : به خدا سوگند، خداوند از زمانى كه جان آدم عليه السلام را ستاند ، هيچ سرزمينى را وا ننهاد ، مگر آن كه در آن ، امامى بوده كه به واسطه او مردم به خدا رهنمون شوند و او حجّت خدا بر بندگان خدا باشد، و [هيچگاه] زمين از وجود امامى كه حجّت خدا بر بندگانش باشد، خالى نمى مانَد. [١]
٣٢٥٢.امام صادق عليه السلام : زمين ، حتى يك روز ، بدون امامى از ما كه امّت بدو پناه ببرند ، باقى نمى مانَد.
٣٢٥٣.امام صادق عليه السلام : جبرئيل بر محمد صلى الله عليه و آله فرود آمد و از جانب پروردگارش ، به او خبر داد و گفت: «اى محمد! من زمين را بدون فردى عالِم ـ كه طاعت و راه [و رهنمودهاى ]مرا بشناسد و مايه نجات [مردم] در فاصله رحلت يك پيامبر تا ظهور پيامبرى ديگر باشد ـ رها نمى كنم و ابليس را وا نمى گذارم كه مردم را در حالى گم راه كند كه در زمين ، حجّت و دعوتگرى به سوى من و راه نمايى به راه من و آشنايى به امر من نباشد و حكم [و سنّتِ] من ، اين است كه براى هر قومى ، رهبرى باشد تا به واسطه او ، نيك بختان را هدايت كنم و بر تيره بختان حجّت باشد».
[١] يا: زمين ، بدون امامى كه حجّت خدا بر بندگانش باشد ، باقى نمى ماند.