دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧
٣٥٨٠.امام زين العابدين عليه السلام چيزى كه مردم توانايى تهيه آن را ندارند براى من سزاوار نيست .
٣٥٨١.الكافى ـ به نقل از معلّى بن خنيس ـ: روزى به امام صادق عليه السلام عرض كردم : قربانت گردم ! به ياد خاندان فلانى [بنى عبّاس] و برخوردارىِ آنها افتادم و گفتم : اگر اين نعمت (حكومت) در اختيار شما مى بود ، ما هم در كنار شما بهره مند مى شديم . امام فرمود : «هرگز ، اى معلّى ! به خدا سوگند ، اگر چنين مى شد ، چيزى جز كشوردارى در شب ها [١] و رنج و تلاش در روز و پوشيدن جامه درشت و خوردنِ نان خشك ، حاصلى براى ما نبود . بنا بر اين ، اين كار از ما به دور داشته شد . آيا هرگز ستمى را ديده اى كه خداوند متعال ، آن را به نعمتْ تبديل كرده باشد ، بجز اين مورد ؟!».
٣٥٨٢.الغيبة ، نعمانى ـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ: با امام صادق عليه السلام در طواف بودم . ايشان نگاهى به من كرد و فرمود : «اى مفضّل! چرا تو را اندوهناك و رنگْ پريده مى بينم؟». عرض كردم : قربانت گردم ! فكر بنى عبّاس و اين حكومت و سلطنت و شوكتى كه در اختيار آنهاست ، مرا مى آزارد . اگر اينها در دست شما بود ، ما نيز در آن ، با شما شريك مى شديم . امام فرمود : «اى مفضّل! اگر اينها در دست ما بود ، جز كشوردارى در شب ها و رنج و زحمت در روز و خوردنِ نان خشك و پوشيدنِ جامه هاى زبر و درشت ، همانند امير مؤمنان عليه السلام ، حاصلى [براى ما] نداشت . در غير اين صورت ، آتش در انتظارمان مى بود . از اين روى ، اينها از ما به دور داشته شد و اكنون مى خوريم و مى آشاميم . آيا ستمى چون اين ديده اى كه خداوند ، آن را نعمت قرار داده باشد؟!».
[١] يعنى : شب و روز ، بايد در انديشه كشور دارى و اداره امور مردم مى بوديم .