دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٣٥٣٢.الكافى ـ به نقل از حبيب بن ابى ثابت ـ: براى امير مؤمنان عليه السلام ، از هَمدان و حُلوان [١] عسل و انجير آمد . ايشان به كارگزاران قبايل فرمود تا يتيمان را بياورند . آن گاه ، سرِ خيك هاى عسل را به دست آنان داد تا بليسند ، و خود ، عسل ها را كاسه كاسه ميان مردم تقسيم مى كرد . به ايشان عرض شد : اى امير مؤمنان! چرا اينان سرِ خيك ها را مى ليسند ؟ فرمود : «امام ، پدر يتيمان است و من همان گونه كه پدران مراعات[ِ كودكان خود را ]مى كنند ، گفتم اينها را بليسند» .
ه ـ اختصاص دادن وقتى به نيازمندان
٣٥٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس متصدّى امرى از امور مسلمانان شود ، خداوند به هيچ حاجت او توجّه نمى كند ، تا آن گاه كه وى به نيازهاى مردم رسيدگى كند و حقوق آنان را بگزارد .
٣٥٣٤.امام حسين عليه السلام : از پدرم درباره ورود پيامبر صلى الله عليه و آله [به خانه اش] پرسيدم ، فرمود : «ورود او ، در اختيار خودش بود و هر زمان كه مى خواست ، وارد مى شد . و چون به منزلش مى رفت ، اوقاتش را به سه بخش تقسيم مى كرد : يك بخش براى خدا (عبادت و نيايش) ، يك بخش براى خانواده اش ، و يك بخش براى خودش . آن گاه ، بخش مربوط به خويشتن را ميان خود و مردم قسمت مى كرد و آن را از طريق خواص ، به توده مردم منتقل مى ساخت [٢] و چيزى را از آنان دريغ نمى ورزيد . در قسمت مربوط به امّت ، روش ايشان چنين بود كه اهل فضل را در انجمنش مقدّم مى داشت و به هر يك ، به فراخور فضل و منزلت دينى اى كه داشت ، زمانى را تخصيص مى داد . برخى از آنان يك حاجت و كار داشتند ، برخى دو حاجت ، و برخى چند حاجت . پس وى آن طور كه صلاح ايشان و امّت بود ، به خواسته هايشان رسيدگى مى كرد و در خورِ آنان ، مطالبى را بيان مى داشت و مى فرمود : حاضران به غايبان برسانند . و [مى فرمود :] حاجت كسى را كه نمى تواند حاجتش را به من برساند ، به من برسانيد ؛ زيرا هر كس حاجت كسى را كه نمى تواند آن را به زمامدار برساند ، به گوش او برساند ، خداوند گام هايش را در روز رستاخيز استوار مى دارد » .
[١] پُل ذهاب كنونى .[٢] يعنى در اين بخش ، با خواص ملاقات مى كرد و مطالب و ره نمودهاى لازم را به آنان مى فرمود و آنها آن مطالب را به عموم مردم منتقل مى كردند .