دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٥
ر . ك : دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : (بخش پنجم / فصل سوم : سياستهاى ادارى / گزينش كارگزاران شايسته و به كار نگرفتن خائنان و ناتوانان) .
ب ـ به كار نگماشتن تشنگان رياست
٣٤٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ما كسى را كه طالب رياست و يا آزمند بر آن باشد ، بركار خود نمى گماريم .
٣٤٩٩.صحيح البخارى ـ به نقل از ابو موسى ـ: من و دو نفر ديگر از قومم ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيديم . يكى از آن دو گفت : اى پيامبر خدا ! مرا امير قرار ده . آن ديگرى نيز چنين درخواستى كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «ما اين كار را به كسى كه آن را درخواست كند يا آزمند بر آن باشد ، نمى سپاريم .
٣٥٠٠.سنن أبى داوود ـ به نقل از ابو برده از ابو موسى ـ: با دو نفر خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم . يكى از آن دو ، شهادتين گفت و سپس عرض كرد : آمده ايم كه در كار خود ، از ما كمك بگيرى . [١] ديگرى نيز سخنى همانند او گفت . پيامبر خدا فرمود : «خيانتكارترينِ شما در نزد ما ، كسى است كه طالب آن (رياست) باشد» . ابو موسى از پيامبر صلى الله عليه و آله پوزش خواست و عرض كرد : من نمى دانستم كه اين دو ، براى چه آمده اند ! و پيامبر صلى الله عليه و آله تا زمانى كه از دنيا رفت ، از اين دو نفر ، در كارى كمك نگرفت .
[١] يعنى : ما را حاكم و كارگزار جايى قرار بدهى .