دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧
٣٣٨٠.الكافى ـ به نقل از منصور از كسى كه او نامش را برد ـ: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: هر گاه زمانى آمد كه امامى را نديدم [و حضور نداشت] تا از او پيروى نمايم، چه كنم؟ فرمود: «كسى را كه دوست مى داشتى ، دوست بدار و كسى را كه دشمن مى داشتى ، دشمن بدار ، تا آن كه خداوند عز و جل او را آشكار سازد».
٣٣٨١.كمال الدين ـ به نقل از اَبان بن تغلب ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «زمانى بر مردم مى آيد كه در آن زمان ، دچار «سَبطه» مى شوند. در آن سبطه، علم همانند مار كه در سوراخش مى خزد ، ميان دو مسجد ـ يعنى ميان مسجد الحرام در مكّه و مسجد النبى در مدينه ـ مى خزد و جمع مى شود، و مردم در اين حال اند كه ناگهان ، خداوند عز و جلستاره آنان را برايشان طالع مى كند». من عرض كردم: سبطه چيست؟ فرمود: «فترت و غيبت امامتان». عرض كردم: در چنان وضعى ، وظيفه ما چيست؟ فرمود: «بر عقيده خود بمانيد ، تا آن هنگام كه خداوند عز و جل ستاره شما را برايتان طالع كند».
٣٣٨٢.كمال الدين ـ به نقل از عبداللّه بن سنان ـ: من و پدرم خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. ايشان فرمود: «چه مى كنيد آن گاه كه وضعى پيش آيد كه در آن ، نه امام هدايتگرى ببينيد و نه نشانه اى نمايان، و از آن وضع ، تنها كسى به سلامت رَهَد كه چونان دعاى شخصى در حال غرق شدن ، دعا كند؟!». پدرم عرض كرد: هر گاه اين بلا بيايد ، چه كنيم؟ امام فرمود: «تو كه چنان وضعى را درك نخواهى كرد؛ اما هر گاه چنين شد، آنچه را در دست داريد ، محكم بگيريد تا آن كه حقيقت برايتان آشكار شود [و امام ظهور كند]».