دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٨
«امام» وجود ندارد، قبول كند [١] كه در آن آمده است: مَن ماتَ ولَيسَ في عُنُقِهِ بَيعَةٌ ، ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً . [٢] كسى كه بميرد و در گردن او بيعت نباشد ، به مرگ جاهلى مرده است . در واقع، اين گونه افراد تلاش مى كنند تا احاديث ياد شده را به جاى حمل بر امامان اهل بيت و برگزيده خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را بر اعم از زمامداران جائر، حمل كنند . ابن ابى الحديد ، نقل مى كند كه عبد اللّه بن عمر از بيعت با على عليه السلام خوددارى كرد ؛ امّا شبانه درِ خانه حجّاج را كوبيد تا با عبد الملك، بيعت كند تا آن شب را بدون امام، صبح نكند . او گمان مى كرد كه بايد چنين كند ؛ زيرا از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود : «هر كه بميرد و امامى نداشته باشد، مرگى داشته چونان مرگ جاهلى» . حجّاج نيز او را آن قدر تحقير كرد و پستش شمرد كه پايش را از بستر خواب بيرون آورد و گفت: با پاى من بيعت كن ! [٣] پس نكته اصلى در مورد حديث ، معناى حديث است، نه اصل صدور آن از پيامبر صلى الله عليه و آله . [٤] براى فهم حديث شريف، بايد مقصود از جاهليت روشن شود .
[١] منهاج السنّة النبويّة : ج ١ ص ١١ .[٢] ر . ك : ص ١١٤ ح ٣٣٥٤ .[٣] شرح نهج البلاغة : ج١٣ ص٢٤٢ .[٤] علّامه امينى مى گويد : اين ، حقيقت مسلّمى است كه كتاب هاى صحاح و مَسانيد [اهل سنّت] ، آن را مسلّم دانسته اند و گريزى از پذيرش مفاد آن نيست و اسلامِ هيچ مسلمانى ، جز با تسليم بودن در برابر آن ، كامل نيست و حتّى دو نفر هم درباره آن ، اختلافِ نظر ندارند و يك نفر هم درباره آن ، به خود ، اجازه ترديد نداده است . اين تعبير ، حكايت از بد عاقبتىِ كسى دارد كه بدون امام بميرد و چنين كسى ، از هر گونه نجات و رستگارى محروم است . مرگ جاهلى ، بدترين مرگ است ؛ مرگِ در حال كفر و الحاد (الغدير : ج ١٠ ص ٣٦٠) .