فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٩١
مىدهد كه اين انسانشناسى در پرتو وحى، به همه ابعاد وجود آدمى توجه دارد و جهات گوناگون جسمى، روحى، تاريخى، فرهنگى، دنيوى، اخروى، مادى و معنوى او را مطالعه مىكند و در برخى از اين ابعاد، مطالبى در اختيار انسان مىگذارد كه از راههاى ديگر مثل عقل و تجربه بشرى، قابل دسترسى نيست؛ مثلًا، در قرآن كريم درباره ظهور و سقوط تمدنها و اقوام گذشته نكاتى آمده است كه هرگز از طريق تجربه نمىتوان به آنها رسيد.
٢- اتقان و خطاناپذيرى: در تجربه و عقل بشرى، امكان خطا و اشتباه وجود دارد، اما وحى الهى مصون از خطاست. آنچه در تبيين ماهيت انسان و فضايل و رذايل اخلاقى وى در قرآن آمده محصول وحى است و خطا در آن راه ندارد. از اين رو، انسانشناسى وحيانى بر ساير نظريات و آراء در اين زمينه برترى دارد.
٣- توجه به خدا و آخرت: در انسانشناسىهاى غير دينى، توجه به مبدأ و معاد يا بهطور كلى، ناديده گرفته شده و يا بسيار كمرنگ است. اما در نگاه دين، مبدأ و معاد بهعنوان دو عنصر اساسى در تبيين ماهيت انسان و سعادت و كمال نهايى او مورد ملاحظه قرار مىگيرد.
٤- توجه به ارتباط ابعاد وجودى انسان: در انسانشناسىهاى غير دينى، از ارتباط ابعاد و ساحتهاى گوناگون وجود آدمى با يكديگر غفلت مىشود و يا بهصورت بايسته و شايسته به اين نكته توجه نمىشود؛ مثلًا، رابطه عواطف با فطرت دينى و يا رابطه تغذيه جسمانى با ويژگىهاى اخلاقى و رفتارى كمتر مورد عنايت قرار مىگيرد. اما در انسانشناسى اسلامى، انسان بهعنوان يك مجموعه و مورد مطالعه قرار مىگيرد و حتى