فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٥٧
فرض ديگر در نسبيّت اخلاق، بهعكسِ قبلى است و آن اين است كه اطلاق را به لحاظ افراد در نظر بگيريم و نسبيّت را به حسب زمان؛ مثلًا، بگوييم راستگويى براى همه افراد پسنديده است، ولى در يك دوره خاص از زمان. اما در دورهاى ديگر، ممكن است دروغگويى براى همه انسانها پسنديده باشد.
اين فرض نيز مطرح است كه قايل به نسبيّت تام شويم؛ يعنى: نسبيّت را هم ازمانى و هم افرادى در نظر بگيريم؛ به اين معنا كه مثلًا، بگوييم:
راستگويى در همه زمانها خوب است و نه براى همه افراد، بلكه ممكن است در يك برهه از زمان، براى عدهاى خوب و براى عدهاى بد باشد.
همينطور در دورهاى ديگر، ممكن است دروغگويى براى عدهاى خوب و براى عدهاى بد باشد.
اطلاق اخلاق فلسفه اخلاق ٦٤ ملازمه بين اعتباريت و نسبيت اخلاق ص : ٦٤ اطلاق- بهمعناى حقيقى كلمه- در اخلاقيات به اين معناست كه قضايا و احكام اخلاق را هم از جهت اعصار و ازمان مطلق و نامحدود بدانيم و هم از نظر افراد و طبقات. به عبارت ديگر، اطلاق اخلاق به اين است كه براى احكام اخلاقى، هم شمول ازمانى قايل باشيم و هم شمول افرادى؛ مثلًا، بگوييم: راستگويى براى همه افراد در همه زمانها خوب است و دروغگويى براى همه افراد و در همه اعصار بد. كسانى كه قضاياى اخلاقى را مطلق مىدانند، مىگويند اين قضايا هيچ تفاوتى با قضاياى هندسه، رياضيات، فلسفه و منطق ندارد و همانطور كه احكام و قضاياى اين علوم، برحسب زمان و مكان و افراد تفاوت نمىكند، احكام و قضاياى اخلاقى