فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٧
نيستم اين سرمايه خودم و اين خويشتن خودم را بدهم. تمام دنيا و مافيها را، تمام ماسوىاللّه را من با اين گوهر نفيس برابر نمىكنم. «١» قرآن و كرامت انسان قرآن در مورد انسان به دوگونه سخن گفته است: در برخى آيات، انسان را موجودى شريف و ارجمند و شايسته تكريم مىشمارد و از برترى او بر ساير موجودات سخن مىگويد. مىفرمايد: او مورد تكريم خداوند است، از بهترين نوع خلقت برخوردار است، همه آنچه در آسمانها و زمين مىباشد مسخَّر اوست و براى او خلق شده، مسجود ملائكه است، عالم به اسماء اللّه است، داراى مقامات خلافت، امامت، و نبوّت است و از سوى ديگر قرآن، انسان را موجودى ضعيف، حريص، ستمكار، ناسپاس، نادان، شبيه چهارپايان و بلكه گمراهتر از آنها مىداند.
آيا مىتوان اين دو بيان قرآنى در مورد انسان را متناقض دانست؟ خير، براى حل اين مسأله، بايد گفت: كرامت بر دو قسم است: كرامت ذاتى و كرامت اكتسابى.
١- كرامت ذاتى مقصود از كرامت ذاتى، نحوه وجود و خلقت انسان از ناحيه خداوند است. انسان نسبت به ساير موجودات عالم طبيعت، از امكانات ويژه و برترى برخوردار است و ساختمان آفرينش او بهگونهاى است كه قدرت دارد شمار زيادى از موجودات ديگر را مسخّر خود گرداند و از آنها استفاده نمايد. اين برترىها و امتيازات، تكوينى است و هيچكس نبايد