فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٣٨
معنويات و ارزشهاى الهى دعوت مىكنند. به اين اعتبار، مىتوان مجازاً گفت كه انسان داراى چند نفس و چند خود است، اما حقيقتاً تعدّدى در نفس نيست.
از نظرگاه اسلامى، انسان حيوانى است مانند هر حيوان ديگر، در عين حال، به تعبير قرآن، نفخهاى از روح الهى در او وجود دارد و «من» واقعى يك انسان، همان «من» الهى است. البته انسان «من» حيوانى هم دارد، ولى «من» حيوانى انسان، طفيلى و غير اصيل است. «من» اصيل آدمى، همان «من» ملكوتى است. به تعبير ديگر، آنچه در يك حيوان، «من» واقعى و حقيقى است، در انسان، «من» غيرحقيقى و طفيلى است. وقتى شما مىگوييد: من مىخورم، مىآشامم، مىخوابم و ... اينها همه به يك «من» بازمىگردد و آن «من» حيوانى و درجه پايين شماست. همين «من» در عين حال، مىگويد: من فكر مىكنم، من خدا را ياد مىكنم، من ايثار مىكنم، من احسان و عاطفه دارم. همه اين «من» ها يكى بيش نيست، اما درجات و ظهورات مختلف دارد. آنجا كه «من» حرفهاى عالى مىزند، درجه عالى «من» انسان است و آن جا كه از مسائل پست حيوانى مىگويد، درجه سافل «من» انسان است. «١» جدال بين «من» هاى درونى يكى از خصوصيات انسان اين است كه گاهى ميان «من» هاى او جدال و كشمكش رخ مىدهد. گاهى ازاين جدال به «جدال بين عقل و نفس» و يا «جدال بين عقل و دل» و يا «جدال بين خود و ناخود» تعبير مىشود؛ مثلًا،