فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٨
بهدليل برخوردارى از اين ويژگىها، فخر كند و آنها را ملاك ارزشمند و كمال خود بداند و يا بهواسطه آنها مورد ستايش و تمجيد قرارگيرد، بلكه بايد خداوند را براى چنين آفرينش، مورد مدح و ستايش قرار داد؛ چرا كه اين كرامت، ربطى به اختيار و اراده آدمى ندارد و انسان، چه بخواهد و چه نخواهد، از اين كرامت برخوردار است و مخصوص يك گروه و فرقه خاص نيست، بلكه كرامتى همگانى است و همه بنىآدم از آن برخوردارند.
آيات ذيل، نمونههايى از آيات دالّ بر كرامت ذاتى انسان است:
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى احْسَنِ تَقْويمٍ» «١» به تحقيق، ما انسان را در بهترين نوع خلقت آفريديم.
«لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلًا» «٢» ما بهراستى بنى آدم را مورد تكريم قرار داديم و آنان را در خشكى و دريا از اين سو به آن سو منتقل ساختيم و از رزق پاك، روزىشان نموديم و آنان را بر بسيارى از مخلوقاتمان برترى داديم.
. ٢- كرامت اكتسابى مقصود از كرامت اكتسابى، كمالاتى است كه انسان با اختيار و اراده خود به آنها، دست مىيابد. اين نوع كرامت، بيانگر تلاش و رنج خود انسان است و مىتواند ملاك ارزشمندى و مايه افتخار او باشد. همين كرامت است كه موجب تقرّب انسان در پيشگاه خداوند متعال مىشود.