فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٦
«اكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ انْ ساقَتْكَ الَى الرَّغائِبِ فَانّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً» «١» (فرزندم) نفس خود را گرامى و ارجمند بدار كه به هيچ خوارى و پستىاى دچار نشوى. و اگر نفس، تو را به سمت اميال و هواها سوق دهد، در برابر آنچه از نفست مىدهى و مىبازى، هيچ عوضى بهدست نمىآورى.
شهيد مطهرى قدس سره در ذيل اين حديث، مىنويسند:
اگر بدنت را از دست بدهى جايش پر شدنى هست تا چه رسد كه مال و ثروتت را از دست بدهى. هر چه را از دست بدهى چيز ديگرى مىتواند جاى آن را پر كند (گفت: آنچه عوض دارد گله ندارد.) اما يك چيز است كه اگر آن را از دست بدهى ديگر جا پر كن ندارد [و آن نفس خودت است] ... اگر از خود خود، از خويشتن خود چيزى را از دست بدهى، عوض برايش پيدا نمىكنى. نظير اين مضمون است شعرى از امام صادق عليه السلام كه در بحار در احوال امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه ايشان اين شعر را مىخواندند:
«اثامِنُ بِالنَّفْسِ النَّفيسَةِ رَبَّها وَ لَيْسَ لَها فِى الخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَمَنٌ» «٢» من با نفس خودم هيچ موجودى را برابر نمىكنم. اگر بخواهى معامله بكنى با نفس خودم، هيچ چيزى را با آن برابر نمىكنم، جز پروردگارم. در عوض، فقط او را مىگيرم. از آن كه بگذرد، حاضر