فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٨
دارد. همچنين كسى كه مثلًا، به كار حفّارى مشغول است در مقايسه با يك نفر پشت ميز نشين، به غذاى بيشترى نيازمند است. هر كس بايد برحسب وضع خود، حدّ اعتدال بين پرخورى و كمخورى را رعايت كند.
نكته مهم اين است كه اين حدّ اعتدال، بهمعناى ميانگين عددى نيست كه مثلًا، بگوييم هر كس در هر روز بايد بين يك تا دو كيلو غذا بخورد. خير، اين مقدار براى افراد متفاوت است. مقدارىكه براى يك شخص خوباست، ممكن است براى ديگرى بد باشد و بالعكس. تنها از راه «آزمايش و خطا» مىتوان حد وسط را بهدست آورد. در اخلاقيات نيز حدّ اعتدال، نسبى است و به حسب افراد، فرق مىكند؛ مثلًا، بعضى از افراد بيش از ديگران مىتوانند شجاع باشند و بعضى كمتر. با توجه به دو نكته مزبور، برخى گفتهاند كه ارسطو در اخلاق، هم قايل به نسبيّت است و هم تجربى مذهب. «١» نظريه «اعتدال» در كتاب اخلاق ناصرى كتاب اخ فلسفه اخلاق ١٧٥ مكتب لذتگرايى اپيكور ص : ١٧٥ لاق ناصرى از كتب معروف خواجه نصيرالدين طوسى قدس سره در علم اخلاق است. وى به پيروى از ارسطو، قواى نفس را سه قوّه ناطقه، غضبى و شهوانى مىداند و آنها را به ترتيب، نفس مَلَكى، نفس سَبُعى و نفس بهيمى مىخواند. سپس مىگويد:
پس عدد فضايل نفس به حسب اعداد اين قوا تواند بود؛ چه هرگاه كه حركت نفس ناطقه به اعتدال بود ... از آن حركتْ فضيلت علم حادث شود و به تبعيّت، فضيلت حكمت لازم آيد. و هرگاه كه حركت نفس سَبُعى به اعتدال بود و انقياد نمايد نفس عاقله را ... نفس را از