فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٠
كسى كه با ديدن يك سكّه طلا، از خود بىخود مىشود و براى رسيدن به آن اراده و عزم پيدا مىكند و به تلاش و تكاپو مىافتد و پس از رسيدن به آن از هر لذت ديگرى دست مىشويد، مرتبه وجودىاش متناسب با همان طلا و زرق و برق ظاهرى و لذت مادى است، وگرنه اگر نفس او در مرتبه بالاترى قرار داشت، به دنبال مرتبه بالاتر مىرفت و در حدّ طلا و زرق و برق مادى متوقف نمىشد. پس براى اينكه ببينيم هر كس در چه مرتبهاى از كمال روحى و نفسانى است، بايد به نيّت او توجه كنيم.
در اين زمينه، آية اللّه مصباح مىنويسد:
كارهايى كه بهوسيله بدن انجام مىگيرد مسلّماً از آن جهت كه از اراده و اختيار انسان سرچشمه مىگيرد، ارتباط با نفس پيدا مىكند.
وقتى نفس آگاهانه انجام كارى را اراده كرد و بدن به دنبال آن حركت كرد، اين كار بدنى از راه توجه نفس، با نفس هم ارتباط پيدا مىكند و اگر اين كار بدنى موجب كمالى براى نفس شود، از راه همان توجه نفس است به بدن و به اين كار. در واقع، كارهايى كه از بدن صادر مىشود اگر ارادى و اختيارى باشد، با نفس ارتباط دارد كه منشأ اين اراده هم توجه نفس است به آن شأن و آن كمالى كه برايش حاصل مىشود. پس در واقع، كارهاى بدنى از آن جهت موجب كمال نفس مىشود كه از مسير اراده و توجه نفس تحقق مىيابد. پس آنچه موجب كمال مىشود براى نفس، همان اراده و توجه نفس است و از اين اصل، اين نتيجه را مىگيريم كه افعال اخلاقى- كه موضوعش افعال اختيارى انسان است و در آنها اراده اخذ شده- از همين مسير اراده است كه موجب كمال نفس مىشود؛ يعنى: روحِ افعال اختيارى، نيّت است. انگيزه نفس براى انجام اين