فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٤٢
اتفاق است؛ مثلًا، همگان اعتراف دارند كه وجدان:
الف- بايدها را از نبايدها جدا مىكند.
ب- در قضاوت، امين است.
ج- بر اعمال و رفتار انسان نظارت دارد.
د- راهنمايى قابل اطمينان است.
ه- هم شكنجه مىبيند و هم شكنجه مىدهد.
و- خود را در برابر خود مىنهد و با آن راز و نياز مىكند.
ز- گاهى زشت مىشود و گاهى زيبا مىگردد.
تعريف وجدان از ديدگاه انديشمندان لايب نيتس در تعريف وجدان، مىگويد: «در جوهر، ما يك ازليّت، يك نشانه باريك، نمونهاى از قدرت و علم الهى پنهان است.» «١» فلسفه اخلاق ١٤٩ درس هفدهم: اسلام و زيبايى اخلاقى ص : ١٤٩ ژان ژاك روسو مىنويسد: «وجدان غريزه فناناپذير الهى و نداى آسمانى است.» «٢» مناندر عقيده دارد: «در سينه ما خدايى هست و آن وجدان ما مىباشد.» «٣» منتسكيو مىگويد: «هميشه قضايا را قبل از اخذ تصميم به محكمه وجدان تسليم نماييد، وجدان راهنماى بىنظير و قاضى بىطرفى است.» «٤» آلكسيس كارل مىنويسد: «براى تعالى روانى، دانشمند يا هوشمند بودن ضرورى نيست؛ كافى است كه آن [تعالى روانى] را بخواهند، كافى