فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٠٣
پس (اى داوود) در ميان مردمان به حق حكم نما و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مىكند.
ب- دنيا: «دنيا» بر وزن كُبرى از نظر لغت، مؤنّث كلمه «أدنى» بر وزن اكبر است و معناى وصفى دارد، ولى گاهى بدون موصوف ذكر مىشود.
موصوف آن گاهى كلمه «دار» و گاهى كلمه «حيوة» است و گفته مىشود:
«الدّار الدنيا» و «الحيوة الدنيا» كه اوّلى در قرآن نيامده، ولى تعبير دوم آمده است. از مجموع كاربردهاى دنيا در قرآن، بهدست مىآيد كه مراد از آن، حيات، نزديكتر است، در مقابل كلمه «آخرت» كه مراد از آن حيات دورتر است. نكته مهم اين است كه آنچه مانع سعادت و كمال آدمى است، نفس دنيا و حيات اين جهانى نيست، بلكه علاقه مفرط به آن است كه موجب غفلت ما از اهداف و مقاصد بالاتر مىشود، و گرنه از ديدگاه قرآن، انسان مىتواند، هم در زندگى دنيا به حسنات دست يابد و هم در آخرت در زمره شايستگان باشد. خداوند درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
«وَ آتَيْناهُ فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ انَّهُ فِى الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ» «١» و ما در دنيا بهاو نيكى و سعادت داديم و بهراستى، او در آخرت از جمله صالحان است.
ج- شيطان: از آيات قرآن بهدست مىآيد كه شيطان از طايفه جنّ و موجودى مستقلّ از آنان بوده و از آتش آفريده شده است. كار اصلى