فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٥٨
آنها، لذت و سودى را به سمت خود جلب مىكند. اما جهت عاطفه بهسوى غير است؛ مثلًا، عاطفه مادرى ميلى است كه در مادر نسبت به فرزند وجود دارد و مادر براساس اين ميل، دوست دارد سودى به فرزند خود برساند يا ضررى را از او دفع كند. عواطف ديگر مثل عاطفه شخص نسبت به برادر و خواهر خود نيز ماهيتاً همين گونهاند.
يكى از سؤالات در باب عاطفه اين است كه آيا عواطف، در حيوانات ديگر غير از انسان هم هست يا فقط مخصوص انسان است؟ پاسخ اين است كه عاطفه مخصوص انسان نيست و در حيوانات ديگر هم وجود دارد؛ مانند عاطفه گربه نسبت به فرزندانش ممكن است سؤال شود كه ما از چه راهى پى مىبريم كه در ساير حيوانات ميلى بهنام عاطفه- يا همان ماهيتى كه در ما انسانها هست- وجود دارد؟ پاسخ اين است كه از راه نشانهها، قراين و حالاتى كه بيانگر عواطف مىباشند، به اين مطلب پى مىبريم؛ مثلًا، مىبينيم وقتى به بچه گربه نزديك مىشويم و يا خطرى متوجه او مىكنيم، مادرش حركاتى از خود نشان مىدهد مثل حركاتى كه ما- بهعنوان يك موجود عاطفى- هنگام احساس خطر نسبت به فرزندانمان از خود بروز مىدهيم. از همينجا درك مىكنيم كه اين حالات و حركات همانگونه كه در خود ما برخاسته از عواطف است، در گربه و يا ساير حيوانات نيز ناشى از عاطفه مىباشد.
نكته: البته درست است كه عاطفه، ميلى است كه جهت آن به سوى ديگرى است، اما در نهايت، خود انسان نيز پس از ابراز عاطفه نسبت به غير، در خود احساس شادى و لذّت مىكند و از اشباع و اعمال عاطفه خود، خرسند مىشود. نكته مهم اين كه خود ميل عاطفى و ذات و ماهيت