فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٦٩
براى بعضى زيباست و ممكن است براى برخى نازيبا باشد. اما عفّت و پاكدامنى، وقار و متانت، امانتدارى، خوشرويى و امثال اينگونه صفات، كه از زيبايى باطنى و معقول برخوردارند، براى همگان زيبا هستند و به لحاظ افراد، متحول نمىشوند.
بنابراين، نمىتوان زيبايىهاى اخلاقى را همچون زيبايىهاى محسوس، اعتبارى و قراردادى دانست. به همين صورت، زشتىهاى اخلاقى نيز اعتبارى نمىباشند، بلكه چون اين زشتىها بيانگر نقص و كمبود واقعى در وجود آدمىاند، حقيقى مىباشند و تابع ذوق و سليقه افراد نيستند.
شهيدمطهرى قدس سره درباره زيبايى معقول و همگانىبودن اين زيبايىها چنين مىنويسد:
حالا كه رسيديم بهاين حد كه زيبايى منحصر به زيبايىهاى مربوط به غريزه جنسىنيست، در همه محسوسات اين عالم هست و منحصر به محسوسات اين عالم نيز نيست، مربوط به معانى فكرى هم هست، يك قدم برويم بالاتر، از اين بالاتر هم وجود دارد:
زيبايى معقول، يعنى زيبايىاى كه فقط عقل انسان آن را درك مىكند، نه حس آن را درك مىكند و نه قوّه خيال انسان، در يك اوج و مرتبهاى بالاتر است و به آن مىگويند زيبايى عقلى يا حُسن عقلى. نقطه مقابل، زشتى عقلى يا نازيبايى عقلى است ... كارهاى طبيعى و عادى بشر كارهايى است كه ستايشها و آفرينها و تحسينها را برنمىانگيزد. ولى پارهاىاز كارهاستكه شكوه و