فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٠٤
شيطان وسوسه آدميان است كه بهصورتهاى گوناگون انجام مىدهد:
- تزيين اعمال ناپسند:
«وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ» «١» شيطان اعمالشانرا برايشان زينت داد، سپس آنان را از راه (خدا) بازداشت. درنتيجه، آنان هدايت نمىشوند.
- وعدههاى دروغين:
«يَعِدُهُمْ وَ يُمَنّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ الَّا غُرُوراً» «٢» (شيطان) به آنان وعده مىدهد و به آرزوهاى دراز وادارشان مىسازد و او جز فريب و نيرنگ به آنان وعده نمىدهد.
- بيمدادن از آينده:
«الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» «٣» شيطان شما را از فقر مىترساند و به شما وعده تهيدستى مىدهد.
از عوامل ياد شده دنيا و شيطان دو عامل بيرونى هستند و هواى نفس از درون خود انسان مايه مىگيرد. اگر اين عامل درونى نباشد، آن دو عامل بيرونى تأثيرى ندارند. بنابراين، مىتوان گفت كه مانع اصلى سعادت و كمال، هواى نفس درونى است كه تحت تأثير وسوسههاى شيطان، آدمى