فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١١٣
به قيامت است، گاهى به دليل ترس از كيفر و مجازات الهى، تصميم مىگيرد كه فضايل اخلاقى را در خود ايجاد كند و از رذايل دورى گزيند.
البته درست است كه رفتار و كردارى كه بهدليل ترس از كيفر و مجازات باشد، حدّ اعلاى ارزش اخلاقى را ندارد، اما بههر حال، درجهاى از ارزش را دارا مىباشد و چه بسا، همين ترس از كيفر، بهتدريج، آدمى را به مرحلهاى برساند كه از روى فكر و تأمل، به زشتى و قبح رذايل اخلاقى پى ببرد و نيز حُسن فضايل را درك كند و از روى آگاهى و با اختيار و اراده آزاد، متخلّق به اخلاق حسنه گردد. در قرآن كريم مىخوانيم:
«فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمى» «١» هر كس از هدايت من پيروى كند، هرگز گمراه و شقاوتمند نمىشود و هر كس از ياد من روى بگرداند، بهدرستى كه براى او زندگى تنگ و سختى خواهد بود و روز قيامت او را كور محشور مىكنيم.
از آيه مزبور، بهدست مىآيد كهاگر كسى بخواهد درقيامت كور برانگيخته نشود، بايد ياد خدا را همواره در دل داشته باشد. ياد خدا ريشه تمام فضايل اخلاقى است. پس ترس از نابينايى در محشر، مىتواند انگيزه روى آوردن به حسنات و دورى جستن از سيئات باشد.
. ٤- اخلاق و تجسّم عمل براساس آيات و روايات و ادلّه عقلى، اعمال و رفتار و صفات اخلاقى انسان، هم دردنيا شاكله او را مىسازند و هم در آخرت، به صور مختلف