فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٤١
از اخلاق دينى اين است كه دستورات اخلاقى را بايد دين براى ما معيّن نمايد و جز از راه وحى نمىتوان قواعد اخلاقى را مشخص نمود. طبق تفسير اول، اخلاق بدون جهانبينى دينى ناممكن است، اما طبق تفسير دوم، اخلاق بدون ايدئولوژى دينى امكانناپذير است.
شهيد مرتضى مطهرى قدس سره درباره تفسير نخست، تحت عنوان «خدا مبناى فضايل اخلاقى» مىنويسند:
وقتى كه مىآييم سراغ تربيت دينى، مىبينيم اين مفاهيم (اخلاقى) ديگر مفاهيم توخالى نيست، مفاهيم تو پر است؛ حق، عدالت، صلح، همزيستى، عفّت، تقوا، معنويّت، راستى، درستى و امانت، تمام اينها الفاظى هستند تو پر و پايه و مبنا و منطق دارند.
اساس مطلب اين است كه ما براى اخلاق چه منطقى بهدست بياوريم؟ آيا مىتوانيم از غير راه خداشناسى و معرفةاللّه براى اخلاق، منطق مستدل پيدا بكنيم؟ نه، پشتوانه و اعتبار همه اين مفاهيم، خداشناسى است. اگر ايمان نباشد [اخلاق] مثل اسكناسى است كه پشتوانه نداشته باشد. «١» براى تبيين روشنتر رابطه اخلاق با اصول دين مىتوان گفت: اخلاق براى هدايت انسان در مسير سعادت و كمال و نجات نهايى است. اگر در هر يك از اين سه مفهوم «سعادت، كمال و نجات» دقت كنيم به اين نتيجه مىرسيم كه بدون اعتقاد به خدا و معاد، تعريف درستى از اين الفاظ نخواهيم داشت. چه كسى بايد مفهوم حقيقى سعادت، كمال و نجات را