فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٩
آن حركت، فضيلت حلم حادث شود و فضيلت شجاعت به تبعيّت، لازم آيد. و هرگاه كه حركت نفس بهيمى به اعتدال بود و مطاوعت نمايد نفس عاقله را ... از آن حركت، فضيلت عفّت حادث شود و فضيلت سخا به تبعيّت، لازم آيد. و چون اين سه جنس فضيلت حاصل شود و هر سه با يكديگر متمازج و متسالم شوند از تركّب هر سه، حالتى متشابه حادث گردد كه كمال و تمام آن فضايل به آن بود و آنرا فضيلت عدالت خوانند و از اين جهت است كه اجماع و اتفاق جملگى حكماى متأخّر و متقدّم حاصل است بر آنكه اجناس فضايل چهار است: حكمت و شجاعت و عفّت و عدالت. «١» نظريه «اعتدال» در كتاب جامعالسعادات كتاب جامعالسعادات از مؤلَّفات عالم ربّانى علّامه ملّا مهدى نراقى است كه درعلم اخلاق نگارش يافتهاست. وى عدد قواى نفس را چهار مىداند:
قوّه عقلانى فرشته صفت، قوّه غضب درندهخو، قوّه شهوت حيوانى، قوّه وهمى شيطانى. ايشان در باب فضايل و رذايل چنين مىنويسند:
بىشك دربرابر هر فضيلتى، رذيلهاى كه ضدّ آن است، وجود دارد.
و چون دانستى كه اجناس فضايل چهار است، پس اجناس رذايل نيز در نظر اوّلى، چهار است: جهل كه ضد حكمت است و جُبن كه ضد شجاعت است و شَرَه (آزمندى) كه ضد عفّت (خويشتندارى) است و جور (ستم) كه ضدّ عدالت است پس فضايل به منزله حدّ وسط و رذايل به مثابه اطراف است. حدّ وسط بيش از يكى نيست و