فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٠٨
١- اخلاق و احساس بندگى انسان مسلمان خود را مخلوق خدا مىبيند و در تمام شؤون زندگى، خود را محتاج، وابسته و متعلّق به او مىيابد. از اين رو، همواره در برابر خداوند احساس بندگى و مسؤوليت مىكند و او را حاضر و ناظر بر اعمال خويش مىبيند. اين احساس بندگى خودبه خود، تأثيرى مثبت در رفتار اخلاقى وى مىگذارد و اعمال او را در جهت رضاى خداوند سوق مىدهد.
. ٢- اخلاق و پرستش برخى از صاحبنظران بر اين عقيدهاند كه اساساً اخلاق از مقوله عبادت و از سنخ پرستش است؛ يعنى: انسان به همان ميزان كه ناخود آگاه به خدا گرايش دارد و او را پرستش مىكند، بهطور ناخودآگاه يا نيمهآگاهانه، يك سلسله تعاليم الهى و دستورهاى اخلاقى را پيروى مىكند. پس اخلاق، كه همان اطاعت مطلق و آگاهانه از اوامر و نواهى خداوند است، بهطور ناخودآگاه، در قلب و ضمير آدميان نهاده شده و انسانها فطرتاً به كمالات و ارزشهاى اخلاقى عشق مىورزند و همانگونه كه خدا را مىپرستند، اين ارزشها را نيز محترم مىشمارند.
شهيد مطهرى قدس سره در اين زمينه مىنويسد:
تمام حقيقت اين است كه اخلاق از مقوله عبادت و پرستش است.
انسان به همانميزان كه خدا را ناآگاهانه پرستش مىكند، ناآگاهانه هم يك سلسله دستورهاى الهى را پيروى مىكند. وقتى كه شعور ناآگاهش تبديل بشود به شعور آگاه، كه پيغمبران براى همين