فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٩٧
درس يازدهم: نظريه اسلام درباره سعادت و كمال آدمى سعادتجويى و كمالجويى انسان، ذاتى و غيراكتسابى است. همه انسانها به دنبال سعادت و كمال خود در تلاش و تكاپو هستند و مكاتب، فلسفهها و اديان نيز همگى داعيه ارائه طريق براى نيل به سعادت و كمال آدمى را دارند. بنابراين، در اينكه انسان طالب سعادت و كمال خويش است، بين اديان و مكاتب فلسفى اختلافى نيست. آنچه محل اختلاف است، تعيين مصداق سعادت و كمال واقعى است. در اين درس، ديدگاه اسلام درباره سعادت و كمال نهايى انسان را مورد مطالعه قرار مىدهيم.
تعريف سعادت و كمال «سعادت» در مقابل «شقاوت» بهكار مىرود و بهمعناى برخوردارى از بيشترين لذّت از حيث كمّيت و كيفيت است. انسان سعيد و سعادتمند در همه مكاتب به كسى گفته مىشود كه از بيشترين و طولانىترين و با كيفيتترين لذّات برخوردار باشد. در مقابل، شقاوت به معناى تحمّل رنج و الم است و هر قدر رنجها و آلام كسى بيشتر باشد، از سعادت دورتر و به شقاوت نزديكتر است.
البته بايد توجه داشت كه لذت و الم بر دو قسم است: مادى و معنوى.