فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٩٤
خدا بودهاند و به شكلى، گرايش به دين در ميان آنان وجود داشته است.
ب- خداشناسى فطرى: يعنى اينكه انسانها همگى بدون اكتساب، شناختى از خدا دارند، گرچه اين شناخت اجمالى است.
ج- خداپرستى فطرى: يعنى اينكه انسانها فطرتاً خواستار پرستش خدا و خواهان كرنش و خضوع در برابر او هستند.
. اختيار انسان اسلام انسان را موجودى مختار و صاحب اراده مىداند و برخلاف مكاتب جبرگرا، آدمى را مجبور مطلق و صد در صد در برابر عوامل بيرونى مثل محيط و يا توارث تلقى نمىكند. برخى از فلسفهها و مكتبها مثل ماركسيسم، آدمى را در برابر محيط و جبر تاريخ و ابزار اقتصادى محكوم و مجبور مىپندارند و اختيار و اراده را از انسان سلب مىكنند. اما اسلام با اعتراف به اينكه عامل توارث يا محيط زندگى و شرايط جامعه نقش مؤثرى در ساختار شخصيتى انسان دارند، در عين حال، اين عوامل را علّت تامه تكوّن شخصيت و صفات و رفتار انسان نمىداند و جايى براى نقش اراده و اختيار و انتخاب انسان بازمىگذارد. اصولًا اسلام انسان را موجودى مكلّف تلقّى مىكند و تكليف، فرع بر اختيار است.
آيات ذيل نمونهاى از آيات دالّ بر اختيار انسان از ديدگاه اسلام است:
«وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» «١» اى پيامبر، بگو اين قرآن از جانب خداى توست. پس هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كه مىخواهد، كافر شود.