فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٧٣
ماشين اقتصادى معرفى كرد، بعد خواست يك ايده اجتماعى مقدس بسازد، نشد. چنين چيزى نمىشود: به انسان بگويند در عالم خدايى وجود ندارد، در تو هم هيچ شىء مقدس وجود ندارد، اما تو متعهد و ملتزم باش كه براى ايدههاى مقدّس اجتماعى كار بكنى، متعهد باش آز و حرص نداشته باشى، ظلم نكنى، و دلت به حال ديگران بسوزد. بديهى است ايندو ضدّ يكديگرند. آن تعليمات اساسى فلسفى، جهانبينى و انسانشناسى بر ضد اين ايده اجتماعى است. ژرژ پوليستر «١» در كتابش مىنويسد: «ما اگر چه از نظر فلسفى ماترياليست هستيم، از نظر اخلاقى ايدهآليست هستيم»! مگر مىشود انسان از نظر فلسفى ماترياليست باشد، از نظر اخلاقى ايدهآليست؟! با گفتن كه درست نمىشود. «٢» از كلام شهيد مطهرى قدس سره دو نكته قابل توجه بهدست مىآيد:
الف- براساس جهانبينى ماترياليستى، نمىتوان به ارزشهاى اخلاقى رسيد.
ب- جهانبينى الهى بايد در صحنه عمل پياده شود تا مفيد باشد.
اصالت علم )scintism(
يكى از بحرانهاى اخلاقى عصر حاضر، اصالت دادن به علم تجربى و بشرى است. علم جداى از ايمان، عقل جداى از دين، تحقيق و كنجكاوى جداى از وجدان و عاطفه انسانى، بيمارى مهلك و عامّالبلواى انسان