فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٥٨
نيز براى همگان ثابت مىباشد. همانگونه كه نمىتوانيد بگوييد رابطه ٤: ٢* ٢ براى طبقه زنان يا مردان و يا در زمستان و تابستان فرق مىكند، نمىتوانيد بگوييد قضيه «راستگويى خوب است و دروغگويى بد است» براى طبقه زنان يا مردان و يا در زمستان و تابستان تفاوت مىكند.
فرق بين آداب و رسوم جزئى و اخلاقيات كلّى وقتى سخن از اطلاق و نسبيّت اخلاقيات به ميان مىآيد، بايد بين «آداب و رسوم» و «اخلاق» فرق گذاشت. عادات و آداب و سنّتها در بين جوامع و طايفهها و ملّتها متفاوت بوده است؛ هم در بين افراد و طبقات فرق مىكنند و هم در طول زمان متحول مىشود. اما «اخلاقيات» در عمق وجدان و فطرت آدميان ريشه دارند و به همين دليل، از ثبات و دوام برخوردارند. برخى از كسانى كه قايل به نسبيّت اخلاق شدهاند، گمان كردهاند كه اخلاقيات همان عادات و آداب و رسوم جزئى و متغير در بين انسانها است، درحالى كه بايد بين آنها فرق گذاشت.
ديدگاه اسلام درباره اطلاق و نسبيّت اخلاق براساس آيه فطرت «١»، انسانها داراى فطرت ثابت هستند. اين فطرت ثابت، نيازهاى ثابتى را براى انسان اقتضا مىكند. بخشى از اين نيازهاى ثابت، نيازهاى اخلاقى آدمى است. بنابراين، احكام و گزارههاى اخلاقى از ديدگاه