فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٥٣
بهنظر ما، سائل اوليه خداوند است و انسان اولًا و بالذات، در برابر او مسؤوليت دارد. اوست كه خالق و مكوِّن ماست و لذا، تنها اوست كه حق سؤال از ما را دارد. اوست كه مىتواند فرمان توقيف و توقف بندگان را صادر كند و بفرمايد:
«وَقِفُوهُمْ انَّهُمْ مَسْئُولُونَ» «١» آنان را متوقف سازيد؛ (چه آنكه) آنان مسؤول هستند و بايد مورد سؤال قرار گيرند.
البته ما در برابر جامعه، وجدان، عقل، تاريخ، رسولان الهى، پيشوايان معصوم عليهم السلام ومانند آنها نيز مسؤوليت داريم، اما هيچيك از اين مسؤوليتها اصالت ندارند، بلكه همه اينها در طولِ مسؤوليت در برابر خدا قرار مىگيرند؛ يعنى: چون خداوند ما را در برابر اينها مسؤول قرار داده است، ما در برابرشان احساس مسؤوليت مىكنيم، و گرنه اگر آنها را جداى از خدا در نظر بگيريم، در برابرشان اصالتاً هيچگونه مسؤوليتى نداريم و اصلًا مسؤوليت، معنا و توجيه درستى ندارد. لذا، پايه و اساس مسؤوليت انسان، اعتقاد به خداست و همين زيربنا و بنيان اخلاق بهشمار مىرود.
خداوند تنها موجودى است كه خود مورد سؤال واقع نمىشود، اما از همگان سؤال خواهد كرد:
«لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ» «٢»