فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٤٨
كانت، فيلسوف آلمانى از جمله كسانى است كه احكام اخلاقى را بهطور مطلق، الزامى دانسته و مبدأ و منشأ اين الزامات اخلاقى را «عقل» خوانده است. وى گاهى «وجدان» را منشأ الزام اخلاقى مىشمارد. مراد وى از «وجدان»، همان «عقل عملى» است كه در مورد بايدها و نبايدهاى رفتارى انسان حكم صادر مىكند و وظيفه و مسؤوليت انسان را در بايستنىها و نبايستنىهاى اخلاقى مشخص مىسازد. «١» ملازمه الزام و مسؤوليت يكى از نكتههايى كه در اين بحث بايد بدان توجه كنيم اين است كه الزام و مسؤوليت با يكديگر ملازمه دارند؛ يعنى: هر جا الزام مطرح مىشود، بهدنبال آن، مسؤوليت نيز در كار است و هر جا مسؤوليتى مطرح شود، نوعى الزام نيز در آن مطرح است؛ مثلًا، وقتى شما در برابر يك كودك يتيم، احساس مسؤوليت مىكنيد، معنايش اين است كه بر خود لازم مىبينيد كه در حق او خدمتى انجام دهيد، همچنين وقتى مىگويد:
«من بايد براى اين كودك، كارى انجام دهم.» اين بدان معنا است كه شما خود را مسؤول مىبينيد، بهگونهاى كه اگر اقدام لازم را انجام ندهيد، خود را مستحق مؤاخذه مىدانيد.
الزام و اختيار در فعل اخلاقى يكى از سؤالاتى كه در بحث الزام اخلاقى مطرح مىشود اين است كه چگونه الزام با اختيار جمع مىشود؟ ما از يك سو مىگوييم فعل اخلاقى