فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٤٢
براى بشر مشخص نمايد؟ آيا بشر با عقل و علم محدود خود تاكنون توانسته است حدود و ثغور اين مفاهيم را مشخص نمايد و مصاديق آنها را بيان كند؟ تجربه و مشاهده تاريخى نشان مىدهد كه بشر عاجزتر از آن است كه معنا و مصداق دقيق اين واژهها و مفاهيم متعالى و ارزشمند را مشخص سازد. به اين دليل، در اخلاقيات نيازمند وحى هستيم و بايد پيش از همه، به وجود خدا گردن نهيم و سپس از وحى الهى براى تعيين حدود و قوانين اخلاقى استفاده كنيم. قرآن كريم بهطور عام، مىفرمايد:
«فَانْ تَنازَعْتُمْ فى شَىْءٍ فَرُدُّوهُ الَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ» «١» اگر در چيزى نزاع و اختلاف داشتيد، آن را به خدا و رسول برگردانيد.
از اين آيه استفاده مىشود كه مرجع نهايى براى تعيين و تشخيص درست از نادرست در هر مقولهاى از جمله اخلاقيات، خدا و رسول اوست و بدون اعتقاد به خدا، نمىتوان نظام اخلاقى كامل و جامعى داشت.
اصل معاد نيز از اصول لازم و زيربنايى در نظام اخلاقى دينى است؛ چرا كه سعادت و كمال آدمى بهعنوان غايت اخلاق با توجه به حيات اخروى معنا مىشود. سعادت حقيقى عبارت است از نيل به بالاترين لذت در حيات پس از مرگ. اين مطلب خود مبتنى بر اين نكته پيشين است كه آدمى مركّب از دو بُعد جسم و روح است. روح او قابليت بقا در جهان پس از مرگ را دارا مىباشد و غير از حيات دنيوى، او از حيات اخروى نيز برخوردار است. بنابراين، تا وقتى به معاد و جهان پس از مرگ