فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٣٧
به نام وابصه آمد خدمت رسول اكرم صلى الله فلسفه اخلاق ٤٤ اخلاق دينى از ديدگاه قرآن ص : ٤٤ عليه و آله. قبل از آنكه سؤالش را طرح بكند، رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: وابصه، آيا بگويم آمدهاى چه از من بپرسى؟ آمدهاى از من بپرسى كه «برّ» و «إثم» چيست؟ گفت:
بله يا رسول اللّه، اتفاقاً براى همين آمدهام. نوشتهاند: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دو انگشتشان را زدند به سينه وابصه و فرمودند: «يا وابِصَةُ اسْتَفْتِ قَلْبَكَ، اسْتَفْتِ قَلْبَكَ»؛ اين را از قلبت استفتا كن، اين فتوا را از دلت بخواه؛ يعنى: خداوند تشخيص برّ و تقوى را، و- در نقطه مقابل- تشخيص اثم را در فطرت انسان قرارداده و مسائل فطرى را ديگر لازم نيست انسان برود از ديگرى بپرسد، بلكه بايد از قلب و وجدانِ خودش بپرسد، جوابرا از همينجا مىگيرد. «١» معيار ماترياليستى راسل: وى مىگويد آدمى هرگز احساسات نوعدوستانه ندارد ووجدان اخلاقى كانت نيز دروغى بيش نيست و زيبايى و نازيبايى معقول هم چيزى موهوم است. ملاك فعل اخلاقى هوشيارى و دورانديشى همراه با نفعطلبى است.
توضيح اينكه عقل بايد در خدمت منفعتطلبى انسان باشد و شعاع عقل بايد چنان وسيع و گسترده باشد كه آدمى تنها جلو پاى خودش را نبيند، بلكه دورترها را نيز بنگرد. در اينصورت، انسان منفعت شخصى را در كنار منافع اجتماعى لحاظ مىكند و خود به اين نتيجه مىرسد كه اگر بخواهد منافع ديگران را پايمال كند، منافع خودش نيز از بين مىرود و اينجاست كه براى حفاظت و صيانت از نفع خود، تن به اخلاقيات مىدهد.