فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٣٦
انسان امر مىكند، مىگويد «اينجور بكن»، «آنجور نكن.» «١» حسن و قبح ذاتى: شيعه و معتزله معتقدند كه حُسن و قبح دوگونه است: حُسن و قبح حسى، حسن و قبح عقلى. «حُسن» بهمعناى زيبايى است و هر چيزى كه انسان را جذب كند، زيباست، چه محسوس باشد و چه معقول. طبق اين نظر، هر فعلى كه ذاتاً زيبا باشد و انسان را جذب كند، فعل اخلاقى پسنديده است و هر فعلى كه ذاتاً نازيبا باشد و انسان از آن كراهت داشته باشد، فعل اخلاقى ناپسند است.
برحسب اين نظريه، اخلاق از مقوله جمال و زيبايى معقول است. اما بنا به نظريه غيردوستى و عاطفهگرايى- كه پيشتر گفتيم- اخلاق از مقوله محبّت است و بنابرنظريه كانت، اخلاق از مقوله تكليف است.
نقد و بررسى: نظريه مزبور تا حد زيادى مورد قبول علماى اسلامى است و تنها گروه اشاعره هستند كه با اين نظريه مخالفند و به حسن و قبح عقلى و ذاتى اعتقاد ندارند. از ديدگاه قرآن و روايات، عقل و فطرت، برخى از ارزشها و حُسن و قبحهاى كلى را ذاتاً درك مىكنند و نيازى به اكتساب ندارند. استاد مرتضى مطهرى قدس سره مىنويسد:
ما در قرآن كريم مىخوانيم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْوَاها» «٢» وقتى كه اين آيه كريمه نازل شد: «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى وَلَا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوانِ» «٣» مردى