فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٣٠
چيزهايى از فضايل به شمار مىرود و چه چيزهايى از رذايل. اما در فلسفه اخلاق اسلامى، تبيين مىكنند كه چرا- بهعنوان مثال- امانتدارى شايسته است؛ چرا خيانت، ناشايست مىباشد؛ چرا عدل حَسَن است و ظلم قبيح؛ چرا راستگويى نيكو است و دروغگويى زشت.
فلسفه علم اخلاق اخيراً در كنار «علم اخلاق» و «فلسفه اخلاق» اصطلاح ديگرى مطرح شده به نام «فلسفه علم اخلاق». «١» در فلسفه علم اخلاق، از تاريخچه علم اخلاق، روش، موضوع و جايگاه آن در طبقهبندى علوم، فايده و غرض و ديگر مشخصات اين علم بحث مىشود. به تعبير قدما، مىتوان گفت كه در فلسفه علم اخلاق، از رؤوس ثمانيه «٢» علم اخلاق بحث مىشود.
موضوع فلسفه علم اخلاق، خود علم اخلاق است. پس، فرق فلسفه و علم اخلاق با فلسفه علم اخلاق از حيث موضوع است كه موضوع علم اخلاق، فضايل و رذايل است، اما موضوع فلسفه علم اخلاق، خود علم اخلاق است و موضوع فلسفه اخلاق عمدتاً پيش فرضها و مفاهيم مقدماتى علم اخلاق مىباشد.
اصطلاح اخير تنها در مورد اخلاق بهكار نمىرود، بلكه در رشتههاى ديگر علمى نيز كاربرد دارد؛ مثل: فلسفه علم فيزيك، فلسفه علم رياضى و فلسفه علم جا فلسفه اخلاق ٣٧ فعل اخلاقى ص : ٣٣ معهشناسى. منظور از اين اصطلاحات نيز پرداختن به تاريخچه، روش، موضوع، جايگاه، فايده و ديگر مشخصات اين علوم و دانشها است.