فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ٢٨
كسب كمالات اخلاقى رفت؟ چرا كسب كمال، خوب است؟ اصلًا «خوب» يعنى» چه؟ آيا خوبى و خير عينى هستند؟ آيا كسب فضايل و يا دفع و رفع رذايل، فايدهاى حقيقى براى ما دارند يا فايدهاى اعتبارى؟ آيا در اخلاقيات، ضرورت و الزامى در كار است؟ اگر هست، منشأ اين الزام كجاست؟ اصلًا الزام اخلاقى و يا مسؤوليت در اخلاق به چه معناست؟ آيا احكام اخلاقى مطلق و هميشگىاند يا نسبى و موقتى؟
بهطور كلى، فلسفه اخلاق از پيش فرضها و مبادى و مقدمات علم اخلاق بحث مىكند. بعضى از بحثهاى فلسفه اخلاق درباره تعريف و تبيين پارهاى از مفاهيم است؛ مثل بحث درباره مفهوم «خير»، «حُسن»، «ضرورت و بايد و نبايد»، «مسؤوليت» و ... بعضى از بحثهاى آن درباره اثبات و تبيين تصديقات و گزارههايى است كه قبل از علم اخلاق، بهعنوان پيش فرض مطرح مىشود؛ مثل اين گزاره كه «انسان كمال جو است.» واژه «فلسفه» وقتى به يك رشته علمى اضافه مىشود، براى بيان روش بحث است. بنابراين، وقتى مىگوييم: «فلسفه اخلاق» منظورمان اين است كه مىخواهيم به روش فلسفى- يعنى: عقلى- درباره اخلاقيات بحث كنيم.
يكى از مباحثى كه امروزه در كتب فلسفه اخلاق مطرح مىشود، بحث مكتبهاى اخلاقى است. در بحث مكتبها، با آراء و افكار انديشمندان و فيلسوفان اخلاقى آشنا مىشويم و آنها را با يكديگر مقايسه مىكنيم و مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم.
بنابر آنچه گفتيم، «فلسفه اخلاق علمى است كه درباره برخى مفاهيم مهم و اساسى و درباره بعضى پيشفرضهاى زيربنايى در علم اخلاق و