فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٧٩
٥- در فلسفه اپيكور، براى سخن و مقايسه لذّات با يكديگر و نيز براى محاسبه ميزان درد و رنجى كه در پى لذّات پديد مىآيد، معيار و ملاك دقيقى ارائه نشده است. اگر ملاك، خود افراد باشند، نتيجتاً اين محاسبات و قضاوتها، ظنى و نسبى خواهد بود.
معنا و جايگاه لذت در اخلاق اسلامى «لذت» بهمعناى عام عبارت است از ادراك ملايم با طبع. «الم» نيز عبارت است از ادراك منافر با طبع. در هواى گرم، نوشيدن آب سرد ملايم با طبع است و انسان احساس لذّت مىكند و نوشيدن آب گرم، چون منافر با طبع است، انسان احساس ناخرسندى و كراهت دارد.
لذت و الم- بهطور كلى- به دو قسم مادى و معنوى تقسيم مىشوند و چون قوام شخصيت حقيقى انسان به روح اوست، از ديدگاه اسلام، لذت اصيل، پايدار و حقيقى، لذت روحى است. از اين رو، در تزاحم لذّات مادى با لذات معنوى، بايد لذات مادى را فداى لذّات روحى و معنوى نمود.
از آنجا كه همه آدميان در تلاشها و رفتارهاى خود، بهدنبال كسب لذت- بهمعناى عام آن- هستند و در مقابل، از رنج و الم تنفّر دارند، طبعاً مىتوان همه انسانها را «لذّتگرا» ناميد. مهم اين است كه ببينيم متعلَّق اين گرايش چه نوع لذّاتى است. بهاين دليل، اسلام لذّات حقيقى را به انسانها معرفى مىكند و سعادت واقعى انسان را در تأمين و كسب آن لذّات مىداند.
از ديدگاه اسلام، لذّتگرايى بهمعناى روانشناختى آن، قابل قبول است؛ يعنى: اسلام مىپذيرد كه انسان همواره بهدنبال لذت است و تا در كارى لذتى احساس نكند، بهدنبال انجام آن نمىرود. اما سخن اسلام و