فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٧٥
كند. در اينگونه موارد، اگر مبناى آريستيپوس را بپذيريم، بايد دست از عاطفه بكشيم و حال آنكه نمىتوان عاطفه را بهطور كلى، كنار نهاد.
مكتب لذتگرايى اپيكور «١» [اپيكوريسم] در كتاب سير حكمت در اروپا آمده است:
از حكمت ابيقور آنچه بالاختصاص محل توجه است، شيوه اخلاقى اوست. پيش از او، يكى از شاگردان سقراط، آريستيپوس نام، نظر به اينكه استاد بزرگوار، سعادت و خوشى را غايت آمال انسان مىخواند، در پيروى اين عقيده، برخلاف سقراط كه سعادت را در طلب دانش مىديد، خوشى را در ادراك لذايذ پنداشت و حكمت را براى تشخيص لذات حقيقى، موضوع انگاشت. در اين عقيده، اشخاص فلسفه اخلاق ١٨٤ منابع و مآخذ ص : ١٨٣ بسيار شريك شدند؛ از جمله: ابيقور نيز اين مشرب را پسنديد و تكليف انسان را تنها درك لذّت فهميد. از اين رو، ابيقور و پيروانش نزد مردم به خوشگذرانى و عشرترانى معروف شدند و هماكنون اروپاييان عيّاشى و كامرانى را زندگى «ابيقورى» خوانند. «٢» فرق مكتب لذتگرايى اپيكور با اريستيپوس فرق اين دو مكتب در اين است كه اپيكور معتدلتر از آريستيپوس در باب لذت سخن مىگويد و معتقد به لذّت صرفاً شخصى نيست. در اين باب، در كتاب كليات فلسفه آمده است: