فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٧
مىشود كه خود آن هم حد وسط بين دو حد افراط- يعنى: ظلم- و حد تفريط- يعنى: انظلام- است.
همچنين ارسطو مىگويد: كرامت، حدّ اعتدال بين بخل و تبذير؛ مناعت، حدّ وسط بين تكبّر و تذلّل؛ شرافتخواهى، حدّ ميانه جاهطلبى و پست همّتى؛ خوشخويى، حدّ وسط بين آتش مزاجى و بىغيرتى؛ سازگارى، حد اعتدال بين انقياد و استبداد؛ همدمى، حدّ ميانه بين مزاحگويى و نزاعجويى؛ حقيقتگويى، حد وسط بين لافزنى و فروتنى؛ و ظرافت و گشادهرويى، حد ميانه مسخرگى و تلخى است. «١» سعادت در كلام ارسطو ارسطو معتقد است كه با رعايت اعتدال در همه كارهاى زندگى، سعادت- كه هدف و مقصد اخلاق است- براى انسان حاصل مىشود و سعادت چيزى نيست كه پس از فعاليتها و تلاشهاى خاصى به آن برسيم، بلكه حالتى است مانند پافشارى و اصرار كه بايد در حين عمل و رفتار، تحقق داشته باشد، نهاينكه چيزى باشد كه بهعنوان هدف به آن نايل شويم. زندگى سعادتمندانه و خوب از نظر ارسطو، به خوب غذا خوردن شباهت دارد. اگر سؤال شود كه آدمى بايد در روز چقدر غذا بخورد تا خوب تغذّى كرده باشد، ارسطو جواب مىدهد كه در اين زمينه، هيچ پاسخى كلى و قطعى- بهمعناى تعيين مقدار مخصوص- وجود ندارد.
اين مقدار بستگى دارد به اندازه قد و وزن و كار و وضعيت شخص. روشن است كه شخص چاق به غذاى بيشتر- نسبت به شخص لاغر- احتياج