فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٦
بهترين وجه، عمل نمايد. وظيفهاى كه براى انسان مقرّر شده و او را از موجودات ديگر متمايز مىسازد، فعاليت هماهنگ نفس با عقل است و همين هماهنگى است كه سعادت و فضيلت را براى او تأمين مىنمايد.
علم اخلاق براى همين است كه بدانيم براى اينكه فعاليت نفس با موافقت عقل انجامگيرد، چه بايد كرد و حالات و اعمال گوناگون انسان چگونه بايد باشد؛ يعنى: چه وقت و چگونه و براى چه بايد عمل كرد.
روح انسان داراى دو جنبه است: عقلانى و غيرعقلانى. جنبه عقلانى همان جنبه انسانيت انسان است و غير عقلانى خود داراى دو بُعد است:
يكى بُعد نفس نباتى كه داراى قوّه ناميه است و ديگرى بُعد نفس حيوانى كه بر حسب طبيعت، داراى دو ميل و خواهش است: يكى شهوت و ديگرى غضب. همين دو ميل، انسان را به عمل وامىدارند. اگر اين اعمال با عقل هماهنگ شود، موجب فضيلت است و اين نوع فضيلت، «نفسانى» يا «اخلاقى» ناميده مىشود. ملاك اين فضيلت و راه رسيدن به آن عبارت است از اينكه در هر كار، حد وسط ميان دو طرف و به عبارت ديگر، اعتدال بين افراط و تفريط و زياده و نقصان رعايت شود؛ چرا كه افراط و تفريط در كارها خلاف عقل است و رذيلت شمرده مىشود. بهعنوان مثال، تهور، افراط قوّه غضبيه و جُبن، تفريط آن و شجاعت، اعتدال اين قوّه است كه فضيلت بهشمار مىرود. يا شره و آز، افراط در قوّه شهويّه و خمود و بىحسى، تفريط در آن و عفّت، اعتدال اين قوّه و فضيلت است.
همچنين جُربُزه (مكر و حيله)، افراط قوّه عاقله و غباوت، تفريط اين قوّه و حكمت، اعتدال آن است كه فضيلت مىباشد. از تركيب سه فضيلت شجاعت و عفّت و حكمت، فضيلت ديگرى بهنام «عدالت» حاصل