فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٣
اينكه محبّت و عاطفه اعمال شده باشد. «١» ه- ناديده گرفتن عاطفه نسبت به حيوانات: محور اساسى مكتب عاطفهگرايى ابراز عاطفه نسبت به انسانها است، در حالى كه متعلَّق عاطفه و محبت اخلاقى، تنها انسان نيست، بلكه عاطفه و محبتورزى نسبت به حيوانات نيز مىتواند مصداق كار اخلاقى باشد. بنابراين، منحصر ساختن عاطفه به انسانها دليل منطقى ندارد.
و- كمرنگ ساختن عقل دركنار عاطفه: انسان، هم داراى عاطفه است و هم برخوردار از عقل. در بسيارى از موارد، عقل و عاطفه در مقابل همديگر قرار مىگيرند و با يكديگر ناهماهنگند. مكتب عاطفهگرايى با تأكيد بر محور بودن عاطفه، نقش عقل را در هدايت رفتارهاى اخلاقى انسان كمرنگ مىسازد، در حالىكه بناى اخلاقيات را براساس عقل و منطق استوار ساخته و از عاطفه نيز در موارد لازم براى رسيدنبه اهداف متعالى سود جُستهاست.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛ پيامآور عاطفه و محبّت قرآن كريم درباره پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَولِكَ» «٢» اى پيامبر صلى الله عليه و آله، اگر بدخو و سختدل بودى، قطعاً مردم از اطراف تو