فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٦٢
غيرارادى صورت مىگيرد. اين محبت گرچه قابل ستايش است، اما كارى اخلاقى محسوب نمىشود؛ زيرا با اختيار و اراده مادر كسب نشده است.
احساسات خويشاوندان و عواطف فاميلى نيز اينچنين هستند و اخلاقى شمرده نمىشوند.
محبت و عاطفهاى اخلاقى و ارزشمند است كه از روى علم و آگاهى و با اختيار و اراده اعمال گردد و متعلَّق آن در ما ايجاد انگيزه نموده باشد تا نسبت به او از روى اختيار و انتخاب و اراده، ابراز عاطفه كنيم.
د- عاطفه نسبت به چه كسى؟ از جمله اشكالات عمده مكتب عاطفهگرايى، افراط در ابراز عاطفه است. «١» مگر هر انسانى مستحق عاطفه و محبّت است؟! انسان بودن تنها به ظاهر جسمانى نيست، بلكه به روحيات و صفات باطنى است. آيا عاطفه و محبت نسبت به جانيان و تبهكاران از نظر اخلاقى پسنديده است؟ از ديدگاه اسلام و نيز از ديدگاه عقلاى عالم، محبّت و عاطفه نسبت به هر كس- اگر چه خائن و جانى باشد- پسنديده و معقول نيست. بنابراين، مكتب عاطفهگرايى از اين لحاظ، دچار افراط شده است. شهيد مطهرى قدس سره در اين زمينه مىگويند:
در برخى موارد، اگر ابراز عاطفه بهصورت افراطى صورت گيرد، نهتنها انساندوستى نيست، بلكه به معناى دشمنى با انسان و انسانيت خواهد بود؛ يعنى: در جايى كه محبت و عاطفه نسبت به تبهكار و دشمن انسانيّت صورت مىگيرد، در حقيقت، با ديگر انسانها دشمنى شده است، نه