فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٥٩
آن، در جهت غيردوستى است، نه خود دوستى. در عين حال، نتيجه نهايى آن مانند هر ميل ديگرى، حصول لذّت در نفس است.
مكتب عاطفهگرايى يكى از مكاتبى كه در اخلاق و فلسفه اخلاق، ريشه اخلاقيات را در طبيعت جست و جو مىكند و اميال طبيعى آدمى را مبناى اخلاق مىداند، مكتب «عاطفهگرايى» است. اين مكتب اخلاقى منسوب به فيلسوفانى مانند شوپنهاور، فيلسوف آلمانى (١٧٨٨- ١٨٦٠)، و اگوست كنت فرانسوى (١٧٩٨- ١٨٥٧) است. ديويد هيوم اسكاتلندى (١٧١١- ١٧٧٦) نيز به اين مكتب تمايل داشته است. «١» در كتاب سير حكمت در اروپا آمده است:
شفقت به عقيده شوپنهاور بنياد اخلاق است. و اگر در دل كسى شفقت نسبت به موجودات ديگر باشد، شخصى است اخلاقى.
بنابراين، در واقع، شفقت همان عدالت است و خودخواهى ظلم است ... و از روى همين بنياد، تمام قواعد اخلاق را ... مىتوان استخراج كرد و بنابراين، بايد حسّ شفقت را پرورد ... شفقت بسيار خوب است و بنياد اخلاق است. «٢» مكتب عاطفهگرايى، بين غريزه و عاطفه فرق مىگذارد و اشباع غريزه را كارى اخلاقى نمىداند، اما اعمال و بهكارگيرى عاطفه را كارى اخلاقى مىشمارد. از ديدگاه عاطفهگرايان، هر چيزى كه عواطف انسان را تأمين كند و هر رفتارى كه موجب اشباع عاطفه شود، خواه عواطف خانوادگى و