فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٤٥
اشكال اساسى نظريه كانت اشكال عمده ديدگاه كانت اين است كه وى قايل به اطلاق احكام عقل عملى است، بهگونهاىكه مىگويد: اگر مثلًا، راست گفتن منجر به قتل يك انسان بى گناه هم مىشود، بايد راست گفت؛ يعنى: اگر درجايى، راست گفتن حتى فلسفه خودش را هم از دست داده باشد، بايد راست گفت.
برخى از اروپاييان نيز به اين مسأله اشكال كرده و گفتهاند: وجدان انسان قبول نمىكند كه با يك راستگويى، موجب قتل يك انسان بىگناه شويم، بلكه بايد پذيرفت كه در برخى موارد، مصلحت اقتضا مىكند كه راست نگوييم و بهاصطلاح، دروغ مصلحتآميز در اينگونه موارد، بهتر از راست مفسدهانگيز است. «١» قرآن و نظريه وجدان اخلاقى از ديدگاه قرآن، انسان داراى يك سلسله الهامات و ادراكات فطرى و وجدانى است كه آنها را از جايى اكتساب نكرده:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّيها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها» «٢» قسم به نفس و اعتدال آن كه خداوند فجور و تقوا را به آن الهام كرد.
از اين آيه استفاده مىشود كه در ضمير و وجدان انسان، علم به زشتىها و زيبايىهاى اخلاقى وجود دارد.
«وَ اوْحَيْنا الَيْهِم فِعْلَ الْخَيْراتِ» «٣»