فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٤٣
است هر كس هر روز صبح و عصر چند دقيقه از غوغا بركنار بماند و به خود بپردازد و قاضى وجدان را به حكميت بخواند و خطاهايش را بشناسد و طرح كارش را بريزد.» «١» ديدگاه معروف كانت درباره وجدان اخلاقى «٢» ايمانوئل كانت، فيلسوف معروف آلمانى، نظريه معروفى در باب وجدان دارد. مقصود وى از «وجدان» عقل عملى است و مراد از «عقل عملى»، احكام عقل در مورد بايدها و نبايدها است. او معتقد است كه عقل عملى همانند عقل نظرى، بديهياتى درباره اعمال نيك و بد دارد كه استدلالبردار نيست و اين احكام، مطلق و بدون قيد و شرط بوده، آدمى اگر به قصد انجام تكليف، آنها را امتثال كند به وظيفه اخلاقى و وجدانى خويش عمل نموده، مستحق پاداش و مدح و تمجيد اخلاقى است. شهيد مطهرى قدس سره در توضيح نظريه كانت مىنويسد:
كانت مىگويد: وجدان يا عقل عملى يك سلسله احكام قبلى است؛ يعنى: از راه حس و تجربه به دست بشر نرسيده، جزو سرشت و فطرت بشر است؛ مثلًا، فرمان به اينكه «راست بگو، دروغ نگو»، فرمانى است كه قبل از اينكه انسان تجربهاى درباره راست و دروغ داشته باشد و نتيجه راستى و دروغ را ببيند، وجدان به انسان مىگويد: «راست بگو، دروغ نگو». بنابراين، دستورهايى كه وجدان مىدهد، همه دستورهاى قبلى و فطرى و به تعبير عوامى، مادرزادى است؛ به حس و تجربه انسان مربوط نيست. به همين دليل، فرمان